پایگاه خبری راه شلمچه
AGENCY Raheshalamche
حالت نمایش:

توضیحاتی بر دروغی که به «میثم نیلی» اتهام زده‌اند

تاریخ:
مطالعه: 7 دقیقه
بازدید: 113 پسندیده: 0 نپسندیده: 0
توضیحاتی بر دروغی که به «میثم نیلی» اتهام زده‌اند
بازدید: 113 پسندیده: 0 نپسندیده‌ : 0

آیا حافظه‌تان یاری می‌کند که کدام شخص و جریان، دولت سیزدهم را مجبور کرد تا نزدیک به ده معاون رئیس جمهور، وزیر و معاون وزیر را تغییر دهد؟ استیضاح‌های پرتعداد دولت سیزدهم را چطور؟

به گزارش راه شلمچه، رجانیوز نوشت: چند روزی است که بخشی از پاسخ میثم نیلی به سوال یک خواهر بزرگوار حاضر در تجمعات دستمایه تهمت و افترا به او و به تبع، برخی دوستان و همفکران انقلابی شده است. در این یادداشت توضیح کوتاهی درباره فضاسازی صورت گرفته ارائه خواهد شد و مطالبی مهم جهت ثبت در تاریخ در پاسخ به جماعت دروغ‌پرداز خواهد آمد. از آنجا که امید چندانی به تمکین برخی از چهره‌ها و رسانه‌های وفاقی برای تمکین به قانون مطبوعات و درج این پاسخ وجود ندارد، از مردم مومن و انقلابی خواهشمند است در حد وسع خود این مطلب را به نیروهای مخلص انقلابی برسانند.

 
در تجمع شب پنجشنبه هشتم مرداد، خواهر بزرگواری پرسش کردند که «آیا مناسب نیست ما مطالبه برکناری رئیس جمهور توسط رهبری را در تجمعات مطرح کنیم تا دست رهبر انقلاب را پر کنیم و ایشان، رئیس جمهور را برکنار کنند؟» و میثم نیلی خیلی خلاصه پاسخ داد که: «اگر رهبر انقلاب اراده چنین کاری داشته باشند شجاعت و اقتضای آن وجود دارد، و لابد مصالحی هست. لیکن ما باید به وظیفه خودمان عمل کنیم و به [تعیین تکلیف برای] رهبرمان کاری نداشته باشیم.»
 
هر شنونده منصفی بدون در نظر گرفتن حب و بغض جناحی می‌تواند از لحن گفتار که در فیلم پیوست منعکس است - نه از روی نوشتار و تحریف‌ها - دریابد که این کلام، نه‌تنها بی‌اعتنایی به رهبر معظم انقلاب نبوده، بلکه بر انجام وظیفه بدون توقع و بدون شرط و شروط از ولایت تاکید کرده است. «کاری به رهبرمان نداشته باشیم» یعنی اینکه کنش‌های ما نباید با هدف مطالبه‌گری از مقام ولایت برای تحقق فعل خاصی از ناحیه ایشان (در این مورد، عزل رئیس‌جمهور) صورت بگیرد، بلکه این ما هستیم که با حضور خود و انجام درست وظیفه، زمینه را برای اجرای منویات و اوامر رهبری آماده می‌کنیم تا ایشان هر فعلی که لازم و مصلحت بدانند را در موضوعات گوناگون در زمان لازم محقق کنند. مخاطبان می‌توانند فیلم کامل سخنرانی هشتم مرداد میثم نیلی در میدان شهدا را در این نشانی مشاهده کنند.
 
و اما چند کلامی درباره حواشی ایجادشده لازم است:
اول آن که «مژدگانی که گربه زاهد شد!» چون به این بهانه مشخص شد که خیل عظیم اصلاح‌طلبان از کاربران بدنام توئیتر و هتاکان به خانواده شهدا تا شعاردهندگان «مرگ بر اصل ولایت فقیه» در سال ۸۸ امروز نگران ولایت شده‌اند. آن‌ها که در تمام فتنه‌ها بی‌شرمانه‌ترین اهانت‌ها را به ولایت فقیه و رهبر شهید انقلاب داشتند امروز منتقد ولایت‌مداری دیگران هستند، غافل از آن که میثم نیلی و رجانیوز از رسانه تا کف خیابان و از نظر تا عمل، سالیان سال است که مفتخر به ضدیت با این‌ها هستند و سخت در اشتباهند اگر لحظه‌ای تصور کنند این حملات، چیزی جز تاییداتی بر درستی راه ما در مقابل شما می‌تواند باشد. ما به امر رهبر شهید انقلاب در برابر «جریان غیرانقلابی درون نظام» خواهیم ایستاد.
 
دوم درباره اصلاح‌طلبان خجالتی، نواصولگرایان و وفاقی‌ها که این روزها تشت رسوایی‌شان عجیب از بام افتاده. برادران عزیز! می‌دانید آن چیزی که به دروغ، نیلی را به آن متهم می‌کنید را باید کجا جستجو کنید؟ با دقت بخوانید:

اگر می‌خواهید بدانید چه کسی واقعا معتقد است نباید به رهبری کاری داشته باشیم به روزهای انتخابات سال ۸۴ بروید و از یک کاندیدا بپرسید که در صورت تفاوت نظر با رهبری چه می‌کنی تا به شما بگوید «در صورتی که من رئیس اجرایی کشور شدم اگر چنین مسائلی به وجود بيايد از دو حال خارج نیست، یا در قانون مشخص شده که دقیقا حدود اختیار ایشان (رهبری) چگونه است و ایشان تصمیمات لازم را اتخاذ می‌کنند که در اينجا حاکمیت دوگانه‌ به وجود نمی‌آید. در غیر این صورت من روی نظر خودم اصرار می‌کنم. در این صورت‌ یا رهبری دلیل می آورند و من توجیه می‌شوم و یا نمی‌شوم و اگر نشدم در بازخورد این حکم ایشان در جامعه‌، ايشان می‌تواند صحت و عدم صحت حکم را مورد بررسی قرار دهد!» توصیه می‌کنم تاریخ بخوانید و ببینید در روزگاری که گفتمان رهبر شهید بر «پیشرفت و عدالت» تمرکز داشت، چه کسانی دنبال برندسازی از خود با «تکنوکرات حزب‌اللهی» و «رضاخان حزب‌اللهی» بودند و دقیقا بر خلاف رهبری، پیشرفت را بر عدالت مقدم می‌دانستند؟

 
یا به فتنه ۸۸ بروید و ببینید چه اشخاص و جریاناتی پس از «منع کاندیداتوری در انتخابات»، در دوران «این عمار» رهبر مظلوم شهید، جایی امن‌تر از وسط لحاف پیدا نکردند؟ کدام شخص و جریان، با سیاستی که نام آن را «میانه‌روی» گذاشته بود، «مقصر» اغتشاش و فتنه‌گری پس از انتخابات را «هر دو طرف» دانست؟ چه کسی در اولین روزهای فتنه، قانون انتخابات را «نیازمند بازنگری» خواند و معتقد بود «با در اختیار قرار دادن فرصت برای همه» باید صحبت «دو طرف» شنیده شود؟ چه کسی در روزهایی که رهبر شهید انقلاب نظام را در لبه پرتگاه توصیف می‌کردند، فتنه را چیزی در حد «ابهام انتخاباتی» خواند؟ کدام مسئولان چند روز پس از مواضع قاطع و شفاف رهبر شهید انقلاب در آن نماز جمعه تاریخی، با ادبیات براندازان همراه شد و حوادث پس از انتخابات را نتیجه «افراطی گری» خواند؟ چه کسی معتقد بود باید بین «معترضان» و «حرمت‌شکنان عاشورای ۸۸» تفکیک قائل شد و پخش تصاویر اهانت به امام خمینی(ره) در اغتشاشات را «بدعت صداوسیما» می‌دانست؟
 
می‌خواهید بدانید چه جریانی با رهبری کاری ندارد؟ به ایام انعقاد برجام بدفرجام بروید و مرور کنید که چه کسانی برای ظریف نامه فدایت شوم نوشتند و از او برای وزارت خارجه دولت احتمالی خود دعوت کرده بودند؟ به خودتان یادآوری کنید که در روزهای اوج بی‌اعتمادی رهبر انقلاب به مذاکرات و در حالی که ایشان برجام را «قبل از امضا»، «دچار نقاط ابهام و ضعف‌های ساختاری متعدد» و «دارای خسارت‌های بزرگ برای حال و آینده کشور» دانستند، چه کسانی آن را «متن متوازن» و مکانیسم ماشه را «نقطه قوت برجام» خواندند و بعدا برای آن تبریک گفتند و برای ظریف، جشن قهرمان ملی گرفتند؟ مرور کنید که نشریات کدام جریان سیاسی عکس ظریف بانی خسارت محض را در کنار حاج همت و حاج قاسم به تصویر کشید و او را «قهرمان انقلاب» نامید؟
 
کمی تامل یا جستجو کنید که چه شخص و جریانی پس از برجام، «موفقیت دستگاه دیپلماسی» را «پایه افتخار کشور» خواند و خسارت محض را «بدون شک یک موفقیت بزرگ» دانست؟ کدام سیاستمدار با اعلام اینکه «من با برجام موافق هستم» در تبلیغات انتخاباتی سال ۹۶، زمانی که دیگر حتی آن مشاوران ساده‌اندیش هم دست از حمایت از برجام برداشته بودند باز گفت که «هر دولت دیگری بود همین مسیر را ‌می‌رفت» و برجام را تحسین نموده و خود را «پاسدار برجام» خواند؟
 
برای اینکه یادآوری دقیق‌تر اینکه کدام جریان «با رهبری کاری ندارد» مرور چند ماجرای دیگر مفید است: به خاطر دارید در زمانی که رهبر شهید انقلاب دولت شهید رئیسی را با بی‌نظیرترین تمجیدها می‌ستودند، کدام شخص و جریان سه بار پشت بلندگو برای دخالت در انتصابات دولت از رهبر شهید تذکر گرفت؟ آیا حافظه‌تان یاری می‌کند که کدام شخص و جریان، دولت سیزدهم را مجبور کرد تا نزدیک به ده معاون رئیس جمهور، وزیر و معاون وزیر را تغییر دهد؟ استیضاح‌های پرتعداد دولت سیزدهم را چطور؟ یادتان هست در شرایطی که رهبری صریحاً درباره افراط در استفاده از ابزارهای نظاتی مجلس تذکر دادند، چه شخص و جریانی وزرا را یک به یک به مجلس و صحن و کمیسیون می‌کشاند و تماس‌های مستقیم شخص رئیس جمهور شهید یا حضور مستقیم او در صحن علنی، حتی برای تعویق جلسات استیضاح هم راه به جایی نمی‌برد؟ این یکی را اگر شما به یاد نداشته باشید مردم حتماً به خاطر دارند که کدام مسئول بود که به دولت شهید رئیسی اولتیماتوم ارزی می‌داد و بودجه‌های سنواتی را مکرراً در صحن رد می‌کرد. روح شهید رئیسی شاد که دلی پر از خون داشت و به احترام آقای شهیدمان لب نگشود اما نجابت او هیچگاه مانع سبک‌سری حسودان و رقیبان نشد.

 

حرف‌ها زیاد است، اما برای فراز آخر: اگر به دنبال شخص و جریانی هستید که «با رهبری کاری ندارد» فقط همین پنج ماه گذشته را مرور کنید. اگر مردم ندانند شما می‌دانید که چه کسانی آتش‌بس کردند و وحدت مردم و مسئولان و میدان برای انتقام از قاتلان امام شهید را به هم زدند و بعداً گفتند ما مخالف آتش‌بس بودیم؟ چه کسانی بر خلاف امر صریح رهبری در اسلام‌آباد وارد گفتگوهای هسته‌ای و معامله بر سر تنگه هرمز شدند و ننگ «عمل خلاف شرع» را برای خود خریدند؟ شما به خوبی می‌دانید چه افرادی تقریبا همه پیش‌شرط‌های نظام را فدای مذاکره و مصافحه با قاتل رهبر شهید کردند و بعدتر نیز از اساس وجود «خطوط قرمز رهبر انقلاب» را کتمان کردند. 
 
هر کس نداند شما حتماً خبر دارید که نزدیک ۳۰ مکاتبه با رهبر انقلاب انجام شد، آن هم برای تحقق امری که یقین داشتید خلاف نظر ایشان است. شما بیش از همه می‌دانید تفاهم‌نامه‌ای که کپی برابر اصل تسلیم‌نامه ظریف در فارن‌افرز بوده، بهترین سند برای شناختن کسانی است که «کاری با رهبر انقلاب ندارند» اما از سکوت صبورانه و وحدت‌بخش نیروهای فداکار انقلابی در برابر این فجایع با کج‌فهمی سوء استفاده می‌کنید و اکنون هم‌صدا و دست در دست اصلاح طلبان نشان‌دار و براندازان ۸۸ و ۱۴۰۱ و هماهنگ با کودتاگران ۱۴۰۱، جان‌فدایان انقلاب را با بدترین الفاظ خطاب می‌کنید. اگر می‌خواهید بدانید چه کسی «با رهبر انقلاب کاری ندارد» نگاهی به ادبیات خودتان بیاندازید که تندرو و خوارج و نهروانی و فرقانی و افراطی و سوپرانقلابی از دهان‌تان نمی‌افتد، همان کلماتی که رهبر شهید صریحاً و بارها و بارها استفاده از آن را برای توصیف نیروهای انقلابی منع کرده بودند.
 
برادران گرامی، زیست همیشگی در فضای انتخابات انسان را از عمل به تکلیف انقلابی بازمی‌دارد، آنچنان که پشت نام وحدت، هم‌سنگران خود را به نفوذ و همکاری با موساد متهم کند و برای دشمنان ولایت فقیه غش و ضعف کند. این روزها می‌گذرد و تاریخ بهترین قاضی خواهد بود برای آن که مشخص کند کدام شخص و جریان «کاری با رهبری نداشت و ندارد».
دسته‌ها